مرد ژيگول

مرد ژيگول

 توضيحات  

توضيحاتي در مورد اين وبلاگ:

بياييد ژيگول بودن را تجربه كنيم

حرفهاي ديگر:
 

دوستان

لوگوي ما

Gigolo Man

عكس روز

لوگوهاي دوستان

Top100 Behtarinha


تحريم انتخابات

link #3
link #4

 آرشيو

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.

 

Wednesday, October 01, 2003


بنا به اعتراضات گوشخراش ! وبلاگ در حال تعمیر است ! تا آماده شود و ادامه افشاگری را پی می گیریم این عکس را هم فعلا آزمایشی دوباره میفرستم ببینم چی میشه !
قالب را هم می خوام عوض کنم ! ÷س منتظر باشید ! و فحش ندید !

Sunday, September 28, 2003

ژيگول پاسخگو و گزارش به مردم !

خوب بعد از انقلاب رسم شد كه خادمان دولت ! ﴿ منظور همان كله گنده ها و نماينده ها و رئوسا و وزرا و ...﴾ به ملت پاسخگو باشند ! و در دولت خاتمی هم اين مساله يك شعار شد كه: " دولت پاسخگو ! " و صد البته چيزی هم نديديم و حتی خود جناب رييس جمهور نيز از خبرنگاران فرار می كند ! از مراسم و سخنرانی در دانشگاه طفره می رود ! جواب سوالها را سربالا می دهد ! مزه می پراند ! و .... !!! باز هم صدر رحمت به رفسنجانی كه هر از گاهی يك كنفرانس خبری برگزار می كرد و سر مردم را شيره می ماليد ! كه صد البته ما كاری به اين چيزها نداريم ! و سياست است ديگر ! و سياست هم پدر و مادر ندارد ! وبلاگ ژيگول كارش را ساده شروع كرد و از همان ابتدا گفت كه مثل يك ژيگول رفتار می كند ! گاهی جنتلمن و مودب ! گاهی بی تربيت و سكسی ! گاهی سياسی و اجتماعی ! گاهی هم ورزشی و تفريحی ! و .... و خلاصه نون به نرخ روز می خوره ! و از هر طرف باد بياد از همون طرف ميره ! انتقادهايی شده بود كه چرا ژيگولی نمی نويسی ! والله چه عرض كنم ! من كلا نمی دونم ژيگول چی بوده كه بخوام دربارش بنويسم ! يكی نوشته بود تو فرنگ مرد ژيگول به كسی گويند كه با پيرزنها می پره و حالی بهشون ميده و پول می گيره ! يه چيزی تو مايه های جنده ها منتهی برعكسش ! چون كلمه جنده فكر كنم به زنها اطلاق می شه ! و مردها را نمی دونم ! كه شامل كلمه جنده بشند يا نه !؟ خوب ! فقط همينمون مونده كه بريم پيرزن بلند كنيم و ترتيبشو بديم ! و بعد بياييم با آب و تاب براتون تعريفشو هم بكنيم ! و باز هم گفته بودن كه چون اسم وبلاگت ژيگوله ! حتما بايد ژيگولی بنويسی ! عجب غلطی كرديم اسمشو گذاشتيم ژيگول ! حالا يك كم نميشه تخفيف بدين ! آخه شما خودتو بزار جای من ! يه پيرزن لخت كنن بزارن جلوت ! شما اصلا دودولت بلند ميشه ! كه حالا بخوای كاری بكنی ! بقول فيلم ممل آمريكايی ! بابام جان يك كوره آهك پزی ! بزارن جلوت !

البته اشكالی نداره ! ژيگول حاضره اين فداكاری رو هم بكنه و بره پيرزن بلند كنه ! باهاش سكس بكنه ! بعد بياد براتون تعريف كنه ! شايد چند تا عكس هم ازش بگيره ! خوبه ؟ ولی خوب قصه ترور آقا هنوز تموم نشده و اين قصه بنا به مقتضای روز داره بيان ميشه ، چرا كه دور ، دوره افشاگريه و براندازيه ! و ژيگول هم جزو حزبه باده ! خوب اين از اين .... اما مشكلات اين وبلاگ ما ! نمی دونم چه مرضی گرفته كه آرشيو August اون چيزی نشون نمی ده و نمی دونم مطالب قبلی پاك شدن !؟ از اون طرف هم عكسها كه توی netfirms.com هستش بالا نمياد ! و هر دفعه يه مرضی پيدا می كنه ! و همچنين اين Tagboard سمت چپ هم جديدا جون ميكنه ! و ضمنا به netfirms.com هم به سرور ftp نمی تونم وارد بشم ! نمی دونم دست استكبار جهانی در كاره !؟ چرا كه مطالب من بدون عكس مزه نداره و دائما اين ادامه قصه ترور رهبر به خاطر اين مشكلات مسخره عقب ميوفته ! راستی ژيگول هم يه پلتيك سياسی تبليغاتی زده شايد بكارتون بخوره ! قبلن يه نفر به ميل ياهو ژيگول ويروس می فرستاد خوب من بلاكش كردم ! با يه ايميل ديگه فرستاد دوباره بلاكش كردم ! تا اينكه با اين برنامه های بمباران ايميل شروع كرد به بمبارون ! و خلاصه با يه ليست مرتبی از همه شخصيت های جهانی واسه من ويروس می فرستاد ! از خبرگزاری ايرنا گرفته تا مسعود بهنود ! و خلاصه كلی شخصيت های جهانی ابراز همدردی ويروسی می كردند! ژيگول هم از اين فرصت طلايی استفاده كرد و ايميلش رو ، روی پاسخگويی اتوماتيك تنظيم كرد و تبليغش رو توش نوشت و از طريق همين فرصت طلايی افراد معتبر جهانی مشترك وبلاگ مرد ژيگول هستند ! تعجب نكنيد ! شايد وقتی كه اون بالا نوشته ۱۰ نفر OnLine هستند ! يكی از اين ۱۰ نفر جناب رييس جمهور باشه ! شايد هم رهبر ! شايد هم آقای رفسنجانی و يا آقازاده شون ! و شايد هم ....

در آخر بگم كه ! نگران نباشيد ، شايد فردا وبلاگ تكنولوژی ترين وبلاگ شد ! شايد هم سكسی ترين ! شايد هم اصلا تعطيل شد ! خدا داده وبلاگ ... مگه نه ؟

Saturday, September 20, 2003



كون كونك بازی رهبر !

ژيگولاف : چطور ؟

مامور امنيتی سيا :عرض شود كه يكروز رهبر فرزانه ما مشغول كفتر بازی روی پشت بوم بودند و بنابه دستور آقا در پاريس كه فرموده بودند" دشمنان اسلام و انقلاب را زير نظر داشته باشيد! " مشغول ديد زدن خونه همسايه ساواكی خود وهمچنين دختر ضد انقلابی همسايشون بودند ، و از آنجايی كه دختر همسايه تنها در منزل بودن وبابای دختره گويا ماموريت رفته بود قصد يك پاتك انقلابی به دختر همسايه را داشتند كه ناگهان متوجه شدند دختر همسايه مشغول صحبت تلفنی است ! رهبر فرزانه ما از آنجا كه فكر همه جا را كرده بودند و سيم تلفن همسايه را نيز دزديده و به تلفن خودشان وصل كرده بودند ند به سرعت به اتاقشان برگشتند و به استراق سمع از نوع اسلامی پرداختند كه البته هنوز كه هنوزه آقا اين عادت خودشونو ترك نكردن و استراق سمع دشمنان را می كنند ....

ژيگولاف : هويت اين دختر ضد انقلاب كه آقا هوش و حواس آقا را برده بود و ايشان سعی در ارشاد وی را داشت ، مشخص نيست ؟

مامور امنيتی سيا : خوب ، تا اندازه ای چرا ؟ بعدا اگر صلاح بود آنرا معرفی ميكنيم ! بله ... آقا در پشت خط صدای يك مرد را شنيد و خوب الفاظ ركيك و ضد شئونات اسلامی را هم می شنيد كه از زبان دختر و پسر پشت خط تلفن رد و بدل ميشد .... به يك جمله مهم آن اشاره ميكنم كه سرآغاز انفجار نور در آقا بود ، دختره ميگفت ، اكبرو ... اكبرو ... جيگرتو برم ... الهی علی گدای همسايمون جلوت تيكه تيكه بشه ! قربونت بشم ... عزيزم امشب منتظرت هستم .... بابام هم رفته و خونه نيست .... و پسره هم با يك لهجه كرمانی+رفسنجانی +بهرمانی به دختره گفت :عزيزوم ... امشو بليط اتولبوس گرفتوم داروم ميوم پيشت .... ای قدت بروم هی ی ی ی .... ! يه جعبه پسته هم سيت مياروم مال دهه ! خودوم دستچينش كردوم ! .... ، خلاصه رهبر فرزانه ما همچون ازدهايی خشمگين خود را به پشت بام رسوند و برو بچه های انقلابی محله رو هم خبر كرد تا اين خونه همسايه ضد انقلاب را زير نظر داشته باشند و عبور مرور غريبه ها رو بهش اطلاع بدهند . تا اينكه ساعت ۱۰ شب حسين فشفشو رفيق صميمی آقا برای آقا خبر آورد كه چه نشستی كه يه پسر غريبه رفت تو خونه همسايتون !!!!



ژيگولاف :اين حسين فشفشو كيست ؟ قدری از وی برايمان بگوييد كه آيا هنوز در قيد حيات هستند و يا در جبهه های نبرد به لقالله پيوسته اند؟

مامور امنيتی سيا : بله حسين فشفشو خوشبختانه در ركاب آقا هنوز هستند و با دشمنان انقلاب در ستيز هستند ...ايشان هم اكنون در ظاهر مدير مسئول روزنامه كيهان تهران هستند و گهگداری هم برای تفنن وقتی دودولشان بلند شد كار بازجويی وتجاوز به نواميس ضد انقلاب را تو اوين می كنن ! ايشان در كودكی با آقا همبازی بودند و در بسياری از مسائل به ايشان كمك می كردند ! البته بابای آقا حاج جواد خدا رحمتش كنه ، دائما به پسرشان سيد علی تا لحظه مرگشان نصيحت می كردند كه از دوستی با حسين فشفشو دست بردارد ! چرا كه وی پسر خوبی نيست! .... ولی خودآقا ول كن اين حسين فشفشو نبودند ! و دائما از وی به عنوان يكی از بركات نظام نام می برند ... گويا يكروز كه بابای آقا حاج سيدجواد سرزده به منزل اومده بودند ، متوجه می شوند كه آقا مشغول كون كونك بازی با حسين فشفشو است !

ژيگولاف : اين كون كونك بازی چيست ؟!

مامور امنيتی سيا : نوعی بازی سنتی قديمی است كه بيشتر آقا در جوانی انجام می داد ! البته در حوزه های علميه اين كار بعد از انقلاب يك امر جا افتاده و عادی بين طلاب است ! البته با اندكی پنهان كاری ! كه صد البته اين كار يك امر غلط است كه برگرفته از فرهنگ غلط انگليس و آمريكای جنايتكار است ! كه در اين كار ابتدا آقا شلوار و شورتشان را پايين می كشيدند تا حسين فشفشو امر شان را به معروف رهبر فرو بكنه ! بعد اينكار ر ابايد حسين فشفشو انجام بده ! كه در اكثر موارد آقا جر زنی می كرد و می گفت نخير قبول نيست ! نشد ! دوباره ! و اينكار يا بازی آقا تا صبح ادامه پيدا می كرد و ديگه واسه حسين فشفشو رمقی نمی موند و هميشه بيچاره خمار بود ! كه تا يه مدتی بابای حسين فشفشو فكر می كرد پسرش از بس خمار بود ، معتاد شده ! و من اكيدا و قويا اين موضوع را تكذيب می كنم كه به هيج عنوان حسين فشفشو معتاد نيست ! و در سرويسهای اطلاعاتی هم ا به اين موضوع كاملا ودقيقا اشاره نشده است !

ژيگولاف : بهتره بيشتر به كليات بپردازيم و از خطوط قرمز عبور نكنيم ! بهتره به جريان دختر همسايه ضدانقلابی آقا بپردازيم ....!!!

+ ادامه دارد ....

Tuesday, September 16, 2003



كبوترهای انتحاری رهبر !

برای خواندن قسمتهای قبلی ماجراهای مرد ژيگول و ديدن عكسهای باحال به آرشيو مراجعه كنيد!

مامورامنيتی سيا : در اسناد خودم در زمان ساواك به تصويری از يك نامه عاشقانه يك دختر به رهبر﴿ در كودكي﴾ بر خورد كردم ! تو اين نامه رهبر خردسال ما با دختر همسايه دل داده بود و قلوه گرفته بود ! و چند بار هم رهبر خردسال ما از طريق ديوار همسايه بغلی تو خونه اون دختره رفت و آمدهای مشكوك داشت !

ژيگولاف : خوب اين يك مساله عادی است ! و در همه خانواده های انقلابی پيش مياد و بهتره مصلحت نظام را فعلا در نظر بگيريم و زياد به اين مساله نپردازيم!و به مرور زمان مثل قضيه ۵۹۸ آقايون بزرگ مملكتی ما را روشن خواهند كرد !

مامور امنيتی سيا : بله ! من هم مصلحت نظام را در نظر ميگيرم ! البته هر رفت و آمد مشكوكی كه دال بر تجاوز به ناموس همسايه نيست ! آقا از همان عنفوان كودكی و خردسالی، انقلابی بودن و انقلابی بدنيا اومدن ! و تمرينهای" چريكی" و" فلسطين آزاد كن!" "انقلاب صادر كن!" را بر سر ديوار دختر همسايه و يا داخل محله انجام ميدادن ! و يك سمبل امر به معروف نهی از منكر هستند! به هر حال يك روز كه بابای دخترهمسايه كه گويا ضد انقلابی و ساوكی وابسته به سرويسهای اطلاعاتی غربی هم بوده به مساله مشكوك ميشه و از آقا شكايت می كنه و بعد از چند روز تعقيب و گريز توسط مامورهای پاسگاه محله كه با عوامل اطلاعاتی غرب به خصوص آمريكا و اسراييل هم در تماس بودند آقا را دستگير ميكنند و به زندان ميندازند ! و آقا اولين زندانی سياسی خود را تجربه ميكند ! آقا بعد از چندين ماه آزاد ميشه ! بابای آقا حاج سيد جواد برای اينكه رهبر خردسال ما دست از اين عمل برداره آقا را مدتی در زيرزمين زندانی ميكنه ! و در طی همين دوران به علت نامعلومی چشمهای آقا ضعيف ميشه! و عينكی هم ميشن ! بابای آقا يعنی حاج سيد جواد همون موقع به مامان آقا گفته كه اين بخاطر عمل شنيع خود ارضايی هستش! ولی بعدها گفتن كه وقتی اسناد ساواك را در سفارت آمريكا پيدا كردن !و به هم چسبوندن مشخص شد كه به خاطر شكنجه های ساواك، آقا عينكی شدند! و روی چشمهای آقا در زندان اطوی داغ گذاشتند و با سوزن تو چشماشون كردند ! و روی چشمهای آقا آتيش سيگار وينستون هم خاموش كردن ! كه می دونيدسيگار وينستون هم آمريكايی است ! و نشون دهنده اينه كه آمريكا از همون روز اول كينه انقلاب ما را به دل داشتند ! البته من در اسناد سازمان ساواك و سيا چيزی در رابطه با شكنجه بر روی آقا نديدم ! احتمالا نابودش كردند ! پس بدين ترتيب آقا اولين مجروح انقلاب هم به حساب مياد ! و اين مساله هم از موهبت های الهی است كه اولين مجروح انقلاب ، رهبر فرزانه ما هستند و در هيچ كجای دنيای اسلام همچنين اتفاقی نيافتاده است !به هر حال رهبر ما شور و حال جوانی داشتند و می خواستند از بابای دختره انتقام بگيرن و خوب چون زورش به باباهه نمی رسه ، چسبيده بود به اين دخترش و دائما امر به معروفشان را به نهی از منكر دختره فرو ميكرد ! تا بلكه ادب بشه ! و انقلاب هر چه سريعتر به ثمر بشينه !

ژيگولاف : كه به كوری چشم دشمنان اسلام به ثمر هم نشست !

مامور امنيتی سيا: بله ! دقيقا ! و به علت اينكه آقا بيش از حد دختر همسايه را امر به معروف كرد ناگهان فهميد كه دختره همسايه چند تا بچه انقلابی باردار شده ! و اين شد كه ساواك دوباره آقا را دستگير كرد و در زندون انداخت ! بعد از كودتای ۱۳۴۲ كه بچه های انقلاب دختر همسايه سركوب و سقط جنين شدند ، با رضايت بابای دختره ، كه صد البته صدای انقلاب را شنيده و ترسيده بود ، آقا از زندان آزاد شد ! اين شد كه حاج سيد جواد تصميم گرفت برای آقا چند تا كفتر بخره بلكه سرش به اين كفترها گرم بشه و از شور و حال انقلابی وی بكاهد!

ژيگولاف : البته ميون كلام شما لازم است برای بينندگان ژيگولمن بگم كه تفريح اون موقع جوانهای ما كفتر بازی بوده و اين مساله هم بخاطر نوع حكومت فاسد وطاغوتی ما بوده كه شاه می خواست جوانهای انقلابی ما سرشون به كفتر بازی گرم بشه و از انقلاب و غارت مملكت بی خبر بمونند !

مامور امنيتی سيا : دقيقا" شما صحيح می فرماييد ! در آن زمان از اينترنت و ماهواره و ويديو و اينجور مسائل كه نبود !يعنی شاه نمی ذاشت كه مملكت پيشرفت كنه ! ولی رهبر ما از همان كودكی از مغزشان در جهت اعتلای انقلاب و صدور آن استفاده ميكردند ! بطوری كه آقا در همان كودكی به پای كفترها نامه می بستند و به سمت خونه دختر همسايه رها ميكردند ، و اين نامه ها همان شبنامه های آقای خمينی بود كه از پاريس صادر می شد! و يك وقت اشتباه برداشت نشود !!! و حتی گفته ميشه كه آقا در همان كودكی به كفترها ، ترقه و فشفشه و كوكتل مولوتف می بستند و بسوی ماموران امنيتی ساواكی رها می كردند !

ژيگولاف :البته اين مساله انقلابی شباهت زيادی هم به طرح حمله اسامه بن لادن و حمله به آمريكا و اون هواپيماهای مسافربری انتحاری دارد !

مامور امنيتی سيا : بله ! اين طرح اسامه بن لادن همان برداشتی از كفترهای انتحاری رهبر است البته در نوع بزرگتر آن ، كه صد البته كپی رايت اين مساله كفترهای انتحاری در اختيار رهبر فرزانه ماست ! و باز هم اين از افتخارات نظام ما محسوب ميشه كه رهبر نظام ما چنين تفكرات انقلابی و مردمی دارند و رهبريت نظام پر عظمت جمهوری اسلامی ما را بر عهده دارند ! و همين مسائل و تيز هوشی های آقا است كه همه را مجاب می كند كه در ولايت او ذوب شويم ! سر همين قضيه كفتر بازی نيز آقا دوباره سومين زندانی سياسی خود را تجربه كردند !

ژيگولاف : چطور ؟

ادامه دارد ...........

Monday, September 08, 2003





همه چيز از اين نامه عاشقانه آغاز شد !

ژيگولاف : جناب آقای مامور امنيتی از اينكه در محضر شما هستيم و از اينكه افتخار داديد و در دفتر وبلاگ ژيگولمن شرفياب شديد بسيار سپاسگزاريم ! لطفا قدری از خودتان بگوييد و همچنين انگيزه تان از اين افشاگری

مامورامنيتی سيا : خواهش می كنم ، بسم الله القاسم الجبارين ! از اينكه در خدمت شما و غيوربلاگ داران ايران عزيزمان هستم بسيار شگفت زده و خوشحالم و خوب اين خودش خدمت به مملكت عزيز اسلاميمان است و همچنين مردم شهيد پرور و مومن خودمان ، من حدود ۴ سال تو سازمان ساواك كار می كردم ، خوب انقلاب شد و بنا به مصلحت من هم به انقلابيون پيوستم و به سفارش آقای امام خمينی در استخدام سازمانهای جاسوسی آمريكا در آمدم ! تا پلی باشم برای آزادی ملت عزيزمان !

ژيگولاف : بهتره صريح و روشن و واضح گفتگو را انجام بدهيم و از آنجا كه الان ما پخش مستقيم داريم بهتره مسائل روز را بررسی كنيم و چطور شد كه سازمانهای جاسوسی آمريكا قصد ترور آيت اله خامنه ای را طرح ريزی كردند ؟

مامورامنيتی سيا : والله عرض شود كه اوضاع خوب و روبراه بود ما هم از دوطرف ميخورديم هم آقای هاشمی هوای ما را داشت هم سازمان سيا ، بعد از افشاگری آقای ژيگول در رابطه با القاعده ، آمريكايی ها چونكه خون جلوی چشمشان را گرفته بود و ديگر دوست و دشمن حاليشون نبود در صدد حذف فيزيكی و شيميايی و اتمی افراد مرتبط با القاعده برآمدند كه مشاهده كرديد ، صدام حذف شيميايی شد ! و دارو دسته بن لادن حذف فيزيكی و رهبر ما را هم قصد داشتند ودارند حذف اتمی ميكنند !

ژيگولاف : ميشه واضح تر توضيح بدين ؟

مامورامنيتی سيا: راستش آقای خامنه ای رو آمريكا خيلی ريز می ديد ! واصلا به حساب نمی آورد و اون هم سرش به روضه خونی گرم بود و گول ماليدن بر سر مردم ! و همين ريز ديدن آيت اله خامنه ای نزديك بود كار دست خاورميانه بده ! و ناگهان يه روز جورج بوش كه داشت آنتن ماهواره تو مزرعشون نگاه ميكرد يكی از گاوهاشون يه تاپاله انداخته بود روی ديش ماهواره و ناگهان ماهواره تغيير مسير ميده و از ماهواره تله استار ۵ ميوفته روی ماهواره هات برد ۳ و از دست بر قضا ناگهان كانال جام جم IRIB2 را می يينه ! كه آقای خامنه ای مشغول سخنرانی در حوزه علميه واسه طلاب بود كه می خواستند تازه لباس روحانی تنشون كنن و مراسم عمامه گذاری بودند !!! جهت ثوضيح اضافه كنم تو اين مراسم آخوندها يكی يكی صف می كشند . آقای خامنه ای عمامه سرشون می ذاشت ! مثل مراسم تاج گذاری شاه ، منتهی با تفاوتهای بسيار زياد ! بدبختی من از همان روز شروع شد ! من هم اون روزافسر نگهبان مامور امنيتی ايشون بودم و كه ناگهان جورج بوش از ديدن اين مراسم به وجد آمد و فكر كرد ايرانيها موفق به توليد لاستيك زاپاس ماشين شدند و از بس كه زياد دارند ، و انبارهايشان پر شده ، اونها رو روی سرشان دارند می گذارند ! و اين باعث ركود بازار لاستيك در آمريكا می شد ! چون خود جورج بوش در بازار بورس و اوراق آمريكا تو زمينه لاستيك كلی اوراق مشاركت خريده بود ! جورج بوش كه ميدونست من ايرونيم صدايم كرد تا واسه ش ترجمه كنم ! ﴿ اون روز تلويزيون جام جم ۲ زيرنويس خارجی نمی دونم چرا نمی زد ! ﴾ خلاصه بعد از اينكه جورج خيالش راحت شد خامنه ای تو سخنرانيش هی بمب اتم بمب اتم كرد و تا اونجا پيش رفت كه گفت هوس كردم اسراييل رو با بمب اتم بزنم ! !! من هم كه قيافه جورج بوش را ميديم كه هی سرخ و سفيد و بنفش می شد و مثل مار گزيده ها ديگه آروم قرار نداشت ! بعد از سخنرانی آقای خامنه ای ايشان هم به من دستور دادند كه حتما ايشان حذف اتمی بشوند و انجام كليه اين عمليات را به بنده سپردند ! از هر راهی ! و دست بنده را باز گذاشتند از لشگر كشی به ايران گرفته تا عمليات انتحاری ! و خلاصه اين خامنه ای بايد برداشته شود !

ژيگولاف : يعنی شما اينقدر می توانستيد آزادانه عمل كنيد و اختيارات همه چيز را داشتيد !؟

مامورامنيتی سيا : بله ! كاملا ! هر كاری كه ميخواستم می تونستم انجام بدم و اين دستور اكيد جرج بوش بود ! حتی در اين راه ميتونستم دستور قتل خود جورج بوش را بدهم !و يا يه هواپيمای ديگه بزنم تو ساختمونهای آمريكا و خلاصه عشق ! منتهی رهبر هم بايد به نحوی كشته می شد ! من هم طبع ايرانيم گل كرد و تصميم گرفتم اين ماموريت رو به نحو احسنت انجام بدم و اينطور شد كه در ابتدا تحقيق گسترده ای در رابطه با زندگی و كودكی و گذشته رهبر برايم بوجود آمد !

ژيگولاف : يعنی اين همه تحقيق برای كشتن يك آدم ، فكر كنم ساده تر از اينها هم راهی بود !

مامورامنيتی سيا : نخير ! ما بايد گذشته ها را حتما بررسی می كرديم چرا كه سيستم امنيتی رهبر كاملا پيچيده و مبهم و چند لايه بود ! بايد با يك تاكتيك جلو ميرفتيم و اينطور شد كه به اسناد سازمانهای ساواك خودم هم مراجعه كردم و كودكی رهبر را مورد بررسی قرار دادم و همه چيز با يك سند شروع شد !

زيگولاف : چه سندی ؟

مامورامنيتی سيا : در اسناد خودم در زمان ساواك به تصويری از يك نامه عاشقانه يك دختر به رهبر﴿ در كودكي﴾ بر خورد كردم !

ادامه دارد .........

Thursday, September 04, 2003



اطلاعيه

بينندگان محترم وبلاگ ژيگولمن!

همانگونه كه در آگهی های جهانی به اطلاع رسانديم ، دشمنان انقلاب ناب عيار ۲۵ محمدی ! قصد ترور وشهيد نمودن رهبر انقلاب اسلامی ايران راداشتند كه اين طرح خبيثانه آنها توسط"سربازان گمنام ژيگول " خوشبختانه و به مدد باريتعالی كشف وخنثی شد ! از آنجا كه كليه اين اطلاعات سری است ! و توسط يكی از نفوذی های ما در سازمانهای جاسوسی غربی بدست آمده است ، ما هم اكنون در حال بررسی اطلاعات و چگونگی انجام آن وبررسی صحت و سقم آن هستيم ! ۵۰ درصد اطلاعاتی كه تاكنون توسط همكاران گمنام ژيگولكی ما انجام شده است ، حاكی از صحت و واقعی بودن اين اطلاعات دارد ! اطلاعات كاملا پيچيده و نيازمند بررسی های چند مرحله ای است ! عكسها و اسناد و مدارك همگی واقعی هستند ! و همگی توسط سرباز گمنام اصلی ، به ايران آورده شده است ، كه بزودی در معرض نمايش عموم قرار خواهند گرفت !در مورد حمله به دفتر وبلاگ و تجاوز به حريم مقدس آن اقداماتی صورت گرفته كه كليه متجاوزين تحت پيگرد قانونی قرار خواهند گرفت و به سزای اعمالشان خواهند رسيد ! و وكيلی برای بررسی اين پرونده استخدام كرديم و از آنجا كه يكی از زبده ترين و ماهر ترين و پر نفوذ ترين وكيلهای داخلی ايران آقای سعيد مرتضوی هنوز در گير امتحانات آخر ترم خود و كارآموزی هستند ما نتوانستيم ايشان را استخدام كنيم و از پسر خاله عمه جان ايشان يعنی آقای مجيد مرتضوی بهره برديم ! در اين رابطه همچنين حدود ۱۰ تا نامه به آقای خاتمی داديم كه ايشان پاسخ داده اند : شما فعلا به كارهايتان برسيد انشالله موضوع تحت پيگرد قرار خواهد گرفت و با دشمنان قلم سالاری و وبلاگ سالاری برخورد قاطع تری خواهد شد ! البته در پرانتز نيز فرموده اند : حالا هم اگه نشد شما خودتو ناراحت نكن ! فعلا فويل به پيچ دور ال . ان . بی ديش ماهواره ديگه پارازيت رووش اثر نداره و نوار بهداشتی هم برای جلوگيری از تجاوز فعلا خوب جواب داده ولی مواظب باش ! چون در يكی از جلسه ها كه ديروز برگزار شد ، البته من توش نبودما ! يه وقت فكرای بد بد نكنی ! ، قرار شده برای تجاوز هم از كاندوم استفاده كنند و رهبر هم اكيدا روی اين نكته به قاضی مرتضوی تاكيد كرده و گفته حتما بايد تجاوز بشه ! و تا اين قائله تموم بشه ! فعلا شب شما بخير !

در مورد آقای ژيگولمن ايشان ديشب توانسته اند حدود ۳ دقيقه با منزل خود و عيالو و بچه ها صحبت كنند و آنطور كه خانوم ژيگولخاتون می گفت حالشان نسبتا خوب است و قرصهای قلبشان هنوز تموم نشده و هنوز اعتصاب غذا نكرده اند و خواستار اين بود كه بداند سرباز تركه تونسته مطلب افشاگری رژيم را در رابطه با القاعده ارسال كنه كه ناگهان تلفن قطع شد ! و انشاالله در آينده از وضعيت ايشان با خبر خواهيم شد ! ولی بنا به مصلحت نظام مقدس جمهوری اسلامی و بنابه افشای توطئه های دشمنان غرب و شرق و شمال و جنوب، بر اين ديديم كه ترور رهبری را مورد نقد و بررسی و افشاگری قرار دهيم ! و تا آنجا كه لطمه ای به نظام مقدس نزند مسائل را بر ملا خواهيم كرد !

والسلام

دفتر حراست و اطلاعات ژيگولمن بلاگ اسپات دات كام

++++ ژيگو لاف ++++

Tuesday, September 02, 2003


BannerExchange by Bia2.com